دایناسورها
چرا منقرض شدند؟
محسن ترابی کمال
راضیه شالبافیان
1403
دایناسورها
چرا منقرض شدند؟
محسن ترابی کمال
راضیه شالبافیان
1403
گاهی یک پرسش ساده، مسیر زندگی ما را تغییر میدهد. دایناسورها، آن موجودات عظیمالجثه و قدرتمند، چگونه از روی زمین محو شدند؟ حقیقت این است که آنها در لحظه برخورد شهابسنگ از بین نرفتند؛ بلکه ناتوانی آنها در «سازگاری» با دنیای تاریک و سرد پس از برخورد بود که آنها را به نابودی کشاند. امروز، شهابسنگ دیگری به نام «تغییرات پرشتاب فناوری» به دنیای کسبوکار ما برخوردکرده است؛ اما آیا ما برای زنده ماندن و برازنده بودن در دنیای پس از این برخورد، آمادهایم؟
برای یافتن راهحل، به همراه همسرم (راضیه شالبافیان) وارد مسیر پژوهش شدیم. گزارشهای مجمع جهانی اقتصاد و آیندهپژوهی مشاغل را زیرورو کردیم. متوجه شدیم در دنیایی که هوش مصنوعی، اینترنت اشیاء و چاپ سهبعدی مرزهای واقعیت را جابهجا میکنند، تکیه بر فرمولهای خشک ریاضی و حفظیات مدرسهای دیگر راهگشا نیست. ما دریافتیم که انسان آیندۀ ما، برای بقا و موفقیت نیازمند همگرایی میان «دانش روانشناسی» (برای شناخت پیچیدگیهای انسان) و «دانش مدیریت» (برای ساماندهی این پیچیدگیها در عمل) است.
ما در این کتاب، شما را از جایگاه یک فرد منفعل و «کنشپذیر»، به جایگاه یک «کنشگر» آگاه و خالق آینده ارتقا میدهیم. سفری که در این کتاب طی میکنید شامل این ایستگاههاست:
• از دیروز تا امروز: کالبدشکافی لایههای رسوبی زندگی بشر و فهم مسیر طیشده.
• آینده و آیندهپژوهی: خروج از توهم فالگیری و ورود به ساحت علمی پیشبینی آینده.
• محرکهای تغییر: فناوریهای نوظهوری که دنیای فردا را شکل میدهند.
• مهارتهای تفکر آینده: پرورش تفکر فلسفی، نقادانه، چابک، سیستمی، استراتژیک و خالقانه.
• سواد آینده: مهارتهایی چون سواد پایه، علمی، اقتصادی، فناوری و اطلاعاتی.
• مهارتهای زندگی آینده: انعطافپذیری، حلِ مسئله، یادگیری مادامالعمر، خلق معنی و داستانگویی.
نوشتن این کتاب از یک دغدغه ذهنی ساده شروع نشد؛ از یک درد عمیق و تکرارشونده آغاز شد. سالها در کنار مشاورههایم، با جوانانی روبهرو میشدم که نمونه بارز یکی از آنها، دختری ۲۸ساله و دانشآموخته کارشناسیارشد میکروبیولوژی با معدلی عالی بود. او همه زندگیاش را صرف «درس خواندن» کرده بود، اما از سادهترین مهارتهای ارتباطی، مذاکره و درک بازار کار بیخبر بود. دیدن این جوانان بااستعداد که در کنج اتاقها حبس شدهاند و مدرسهها و دانشگاهها به آنها مهارتهای واقعی «زندگی شغلی» را نیاموختهاند، خواب را از چشمانم گرفت. فهمیدم ما در حال پرورش انسانهایی هستیم که با ابزارهای دیروز، به جنگ دنیای فردا میروند.
جالب است بدانید که نسخه اولیه این کتاب، متنی پر از آمار، اعداد پیچیده و بسیار خشک بود. وقتی همسرم آن را خواند، با صراحت گفت: «این کتاب را هیچکس نمیخواند!». ما نمیخواستیم کتابی بنویسیم که در قفسه دانشگاهها خاک بخورد. پس نسخه اول را دور انداختیم و از نو شروع کردیم. تلاش کردیم مفاهیم سنگین آیندهپژوهی و مدیریت را به زبانی ساده، داستانگونه و کاربردی مانند خواندن شعر «باز باران با ترانه» بنویسیم تا خواندنش برای عموم مردم لذتبخش و امیدآفرین باشد. در نهایت بر تلاش کردیم که به جای آن که به این سوال جواب بدهیم که: «در آینده، چه شغلهای موفق هستند؟» به سوال بپردازیم که: «در آیندۀ شغلی، باید چه مهارتهایی داشته باشیم تا در هر شغلی موفق شویم؟»
اگر نگران آینده شغلی خود یا فرزندانتان هستید، اگر احساس میکنید روشهای سنتی مدیریت و کار دیگر پاسخگوی نیازهای امروز نیست، و اگر میخواهید در دنیای پرشتاب فردا، با دانایی و توانایی، «برازنده» باشید؛ این کتاب نقطه شروع شماست.